فکر کردم با خودم؛ من از این آدمهایی هستم که یک شبه به خاک سیاه نشست. با حفظ سمت از دسته آدمهایی محسوب میشوم که یک شبه ره صد ساله رفت. بهرحال مطمئنم یک زندگی معمولی خیلی بهتر تمام اینهاست.
دیشب یک لحظه افسار فکر رها شد و دیدم دارم به تمام جایزهها و جشنوارههای خارجی و پول و شهرت فکر میکنم. اطرافیان معتقدند فقط کمی شانس میخواهم تا پر بزنم و تمام اینها زیر بال و پرم بیاید. من چندان باور ندارم.
اما وقتی تمام اینها رخ دهد، آیا باز هم روزهای کشدار تابستان فحش روزگار بر صفحه وجود من خواهد بود؟
دیشب یک لحظه افسار فکر رها شد و دیدم دارم به تمام جایزهها و جشنوارههای خارجی و پول و شهرت فکر میکنم. اطرافیان معتقدند فقط کمی شانس میخواهم تا پر بزنم و تمام اینها زیر بال و پرم بیاید. من چندان باور ندارم.
اما وقتی تمام اینها رخ دهد، آیا باز هم روزهای کشدار تابستان فحش روزگار بر صفحه وجود من خواهد بود؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر