۱۳۹۵ تیر ۲۰, یکشنبه

سلیقه.
سلیقه.
سلیقه داشتن در هر کاری ضروری است.
انتخاب پارتنر باشد، یا لباس. کتاب باشد، یا غذا. حتا انتخاب یک جمله برای نوشتن روی یک مقوای بزرگ و بالا نگه داشتن مقوا در مراسم تشییع پیکر یک کارگردان جاودانه. 
یارو نوشته؛
«کیارستمی رفت
شجریان هست»
گه توی سلیقه تو و هرکس که عکس تو را می‌گیرد و در مدیا پخش می‌کند. بی‌سلیقه (و البته اینجا با بیشعوری هم در پیوند است) این جمله تو می‌خواهد چه چیز را نشان دهد؟ این‌که قدر شجریان را بدانیم؟ خوب آن دو هزار نفر دیگری که دارند پامال جفا می‌شوند چه؟ علیزاده چه؟ پناهی؟ سایه؟ حتا همین فرهادی که هنوز نای کار کردن دارد. خیلی‌های دیگر. الاغ چون شجریان مریض است یادش افتادی سق سیاه؟ 
بمیرید بی‌سلیقه‌ها. شما بمیرید. نه کیارستمی‌ها. بمیرید که از دست شما آسایش نداریم. یا بنر و پلاکارد اخلاقی می‌زنید در اتوبان‌ها، یا مقوای کرسی‌شعر می‌نویسید. بمیرید که جهان بی‌شما جای بهتری است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر